بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
57
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
و رفع خستگى قايق را به ساحل كشيده در كنار آن شب را به روز آوردند . صبحگاهان به تفرج و گردش در جزيره پرداختند . در آن سرزمين آبهاى گوارا و نزهتگاههاى مصفا و درختان انبوه و ميوههاى لذيذ مانند موز و نىشكر و امثال آن فراوان يافتند و تا مىتوانستند از آن ميوهها خورده و از آبهاى شيرين و گوارا رفع عطش نمودند ولى از انسان اثرى در جزيره مشاهده نكردند . آنگاه به مكان خود بازگشته قايق را به خشكى كشيدند و به چوبهاى زيادى تكيه دادند سپس بر روى آن سايهبانى از برك موز و ساير درختان ساخته در كنار آن بساط خويش را گسترده رحل اقامت افكندند . پس از پنج شش روز ناگاه مشاهده كردند يك عده ميمون به سوى آنان روانند و پيشاپيش آنها يك ميمون قوىهيكل حركت مىكرد ، ميمونها نزديك شده در برابر قايق ايستادند . از مشاهده آنان وحشت و اضطراب در ميان مسافران پديدار گشت و همگى به درون قايق پناه بردند ، اما ميمونها هيچگونه آزارى به آنها نرسانيدند ، سردستهء آنها مكانى را براى خود اختيار كرد و اتباع خويش را دستهاى به سمت راست و دستهاى به سمت چپ خود پراكنده ساخت و چنان مىنمود كه يك فرمانده تابينهاى خود را به زير فرمان خويش قرار داده است پس از لحظهاى ميمونها به گرد سردستهء خود جمع گشته و بين خود اشاراتى رد و بدل مىنمودند گوئى در باب مطلبى باهم سخن مىگفتند ، همين كه شب فرا رسيد ميمونها رفتند اما مسافران را ترس و اضطراب زيادى فرا گرفت و بيم آن داشتند كه به دست اين حيوانات كشته شوند ، تمام شب را در اين انديشه بودند كه چگونه خلاص شوند و بدين روزگار بد خود پايان بخشند زيرا خواربار خود را تمام كرده راه را هم بلد نبودند و هيچ طريقى براى نجات خود